نسخ در سه آيه از قرآن » نسخ در سه آيه از قرآن

پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ گروه: دين پژوهی تعداد بازدید: ۶۱۵




 نسخ در سه آیه از قرآن



نسخ در آیه ی استیذان
 
(عَفَا اللَّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکَاذِبِینَ‌ لاَ یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ‌ إِنَّمَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ...)(1)
خداوند تو را بخشید در این که چرا پیش از آن که راستگویان و دروغگویان را بشناسی به آن ها اجازه دادی؟![خوب بود صبر می کردی تا هر دو گروه خود را نشان دهند.] ان ها که به خدا و روز جزا ایمان دارند آن گاه که در راه خدا با اموالشان و جان هایشان می جنگند، در هنگامه جنگ از تو اجازه نمی طلبند[ جهت ترک جهاد]. خداوند پرهیزگاران را می شناسد. تنها کسانی از تو اجازه[ ترک جهاد]می طلبند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند...
از ابن عباس، حسن، عکرمه و قتاده: نقل شده است که این آیات با آیه ذیل نسخ گردیده است.(2)
(فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ. )(3)
اگر [مؤمنان] برای بعضی از کارهای مهم خود، از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می خواهی [ و صلاح می دانی] اجازه ده!
به نظر ما:
 
این آیات نسخ نشده اند، زیرا این آیات به صراحت دلالت دارند بر این که ممنوع بودن استیذان در ترک جهاد و مورد عتاب قرار گرفتن رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به جهت اجازه دادن به متخلّفین و بهانه جویان، هنگامی بوده است که دروغگویان و راستگویان از یکدیگر تشخیص داده نمی شدند و خداوند در این آیات بیان نموده است که افراد متخلف و بهانه جو از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه می گرفتند که در شهر بمانند و این جازه را بهانه قرار می دادند که از حضور در میدان جنگ شانه خالی کنند.
این جا بود که خداوند به پیامبرش فرمان داد که به هیچ کس اجازه ی تخلف از جنگ ندهد تا وضع افراد از نظر ایمان و کفر و از نظر حقیقت گویی و یا بهانه جویی روشن گردد و پس از آن که وضع شان معلوم شد، خداوند از طرفی به مؤمنین اجازه داد که برای برطرف کردن بعضی از گرفتاری های زندگی خود از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه بگیرند و با اجازه ی وی حق دارند موقتاً از جهاد معاف شوند و از طرف دیگر در آیه(فَاِذا اَستَاذَنُوکَ لِبَعضِ شَانِهِم...) به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اجازه داد که به هر یک از مسلمانان که صلاح می داند و مشکل جدی دارد، اجازه بدهد و او را جهت شرکت در جنگ آزاد بگذارد.
با این توضیح معلوم گردید که منافات و تضادی در میان مفهوم این دو نوع آیه وجود ندارد تا یکی ناسخ دیگری باشد، بلکه مفهوم و مفاد هر یک از آن ها به مورد خاص خود اختصاص دارد.
نسخ در آیه ی تخلف از جنگ
 
(مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لاَ یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفسهِ.)(4)
سزوار نیست که اهل مدینه و بادیه نشینانی که اطراف آن ها هستند، از رسول خدا تخلف جویند و برای حفظ جانشان از جان او چشم بپوشند.
از ابن زید نقل گردیده است که می گوید: این آیه نیز با همان آیه ی( وَمَا کانَ المُؤمِنُونَ...) نسخ شده است.(5) زیرا در آیه مورد بحث تخلف از جنگ به طوری کلی مورد نکوهش قرار گرفته و ممنوع گردیده است، ولی در آیه دوم اجازه داده شده است که تنها عده ای در جنگ شرکت کنند و عمومیت و کلیت مفهوم آیه نسخ شده است.
مؤلف
 
ولی حقیقت این است که این آیه نسخ نگردیده است زیرا آیه دوم که به پندار طرفداران نسخ، ناسخ این آیه می باشد، خود دلیل بر عدم نسخ و روشن کننده ی مفهوم آیه اولی است و حاصل مفهوم و مفاد این دو آیه روی هم رفته این است: حرکت به جنگ بر تمام افراد مسلمان واجب نیست بلکه تنها بر عده ای از مسلمانان در حد کفایت واجب میب اشد.
به عبارت دیگر: از مفهوم مجموع این دو آیه یک حکم به دست می آید و آن این که جهاد واجب کفایی است و نه واجب عینی، یعنی آیه اول اصل وجوب را و آیه دوم کفایی بودن آن را بیان می کنند ولی در عین حال گاهی واجب عینی می شود و بر تمام مسلمانان فرض و واجب می شود که همگان در میدان جنگ شرکت کنند ولی این نوع وجوب غیر از وجوب اولی جهاد است.
بنابراین، در جهاد دو نوع وجوب دارد، در اصل واجب «کفایی» می باشد و با پیدایش عوامل خارجی گاهی هم واجب «عینی» می شود و حکم هر دو نوع وجوب، هر کدام در جای خود ثابت، پابرجا و نافذ است و نسخ نشده و تغییر نیافته است.
نسخ در آیه ی صبر و شکیبایی
 
(وَ اتَّبِعْ مَا یُوحَى إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ.‌ )(6)
پیروی کن از آن چه به تو وحی می شود و صبر و استقامت بکن تا خداوند، حکم و داوری کند که او است بهترین حکم کنندگان.
از ابن زید نقل شده است، این آیه که در آن دستور صبر و شکیبایی آمده است با دستور جهاد و فرمان سخت گیری به کفار نسخ شده است.(7)
مؤلف:
 
از مطالبی که در ابطال ادعای نسخ آیه اول آوردیم، بطلان ادعای نسخ در این آیه نیز روشن می شود و نیازی بر تکرار آن مطالب نیست ولی در این جا این نکته را اضافه می کنیم که: منظور از «صبر» در آیه مورد بحث، صبر و استقامت در برابر تعدّیات دشمن نیست بلکه صبر به معنای شکیبایی عمومی است که در تمام مراحل و در همه حوادث مستحسن و نیکوست، به عبارت دیگر منظور از صبر، در این آیه حکم اخلاقی غیرقابل نسخ است نه یک حکم سیاسی که با تشریع حکم دیگر نسخ شود.
آری، شاید این معنی از اطلاق آیه شریفه که به صبر در برابر کفار نیز شامل می گردد، بتوان استفاده نمود ولی شمول یک لفط بر معنایی، مطلبی است و دلالت صریح لفظ بر آن معنی و اراده ی آن، مطلب دیگر.
بنابراین، این وجهی برای نسخ در آیه مزبور باقی نمی ماند.

پی نوشت ها :
 
1- توبه/43-45.
2- الناسخ و المنسوخ، نحاس170.
3- نور/62.
4-توبه/120.
5- الناسخ و المنسوخ، نحاس 170، و قرطبی در تفسیر خود 392/8 نظریه نسخ در این آیه را به مجاهد نیز نسبت داده است.
6-یونس/109.
7-الناسخ و المنسوخ، نحاس 178.


 

منبع : خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(1385)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم