نسخ در آيه ي صفح » نسخ در آيه ي صفح

پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ گروه: دين پژوهی تعداد بازدید: ۴۷۵




 نسخ در آیه ی صفح



(وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ.‌ )(1)
و ساعت موعود (قیامت) قطعاً فرا خواهد رسید[و جزای هر کس به او می رسد] پس از آن ها به طرز شایسته ای صرف نظر کن[ و آن ها را بر نادانی هایشان ملامت مکن].
از ابن عباس، سعید و قتاده نقل شده است که این آیه به عفو و گذشت دستور داده است، با آیه «سیف» که در آن فرمان جنگ با کفنار و مشرکین آمده نسخ شده است.(2)
مؤلف:
 
این آیه نیز به مانند آیات قبلی نسخ نشده است زیرا عفو و گذشتی که در این آیه به آن امر شده است، به معنای عمومی عفو نیست بلکه منظور از این عفو، اغماض و چشم پوشی از ایذا و اذیتی است که از ناحیه مشرکین متوجه وجود مقدس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می گردید و شاهد بر این معنی مضمون آیه دیگری است که می فرماید:
(فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ‌. إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ.‌ )(3)آن چه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن و از مشرکان روی برگردان[ و به آن ها اعتنا نکن]، ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد.
در این آیه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به استقامت و صبر و شکیبایی در برابر استهزای مشرکین مأمور گردیده است، بنابراین معنی، این آیه به موضوع جنگ با کفار ارتباطی ندارد که با آیه «سیف» منسوخ گردد.
و خلاصه ی مضمون این آیه، این است که خداوند پیامبرش را به صبر و استقامت در راه تبلیغ اوامر الهی و نشر احکامش دعوت و تشویق می کند که در این راه با دلگرمی بکوشد و به ایذا و استهزای مشرکین توجه ننماید و این مفهوم، ارتباط به جنگ و جهاد ندارد که پس از نیرو گرفتن مسلمانان و توسعه و عظمت یافتن اسلام و پس از روشن شدن دلایل و براهین حقانیت آن، در اسلام واجب شده است.
به عبارت دیگر:
 
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در اوایل بعثت، مأمور به جهادن نبود و مأمور بود که با مشرکین و دشمنان خویش مدارا کند و ایذا و استهزای آنان را نادیده بگیرد و در این مورد بردباری و تحمل به خرج بدهد، تنها با زبان نرم و ملایم و با نشان دادن معجزه و شکستن قوانین طبیعت، نبوت خود را ثابت و مردم را به سوی پروردگار واحد و یگانه دعوت نماید زیرا در این دوران که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، از هیچ گونه توان و امکانات جنگی برخوردار نبود، طبعاً اقدام به جنگ و جهاد مواجه با شکست قطعی می گردد ولی آن گاه که نیرو و قدرت به دست آورد و مسلمانان تعداد افزون و شوکت و نیرویشان قوی شد و وسایل جنگی بیش تری برایشان فراهم گردید، دستور جهاد آمد و مأمور به جنگ با مشرکین گردید و احکام و دستورات اسلام یک جا و دفعتاً تشریع نشده بلکه به تدریج و با مرور زمان پیش رفته و در مدت تقریباً بیست و سه سال تکمیل گردیده است، جهاد هم در اوایل بعثت واجب نبود و به جای آن تحمل، بردباری و مدارا با مشرکین معمول بود و بعداً جهاد واجب گردید.
ولی باید توجه داشت که این موضوع کوچک ترین ارتباطی با مسئله نسخ ندارد و از آن باب و مقوله نمی تواند باشد، بلکه از این باب است که حکمی نبوده است و بعداً تشریع شده است و نخست حکم جهاد نازل نشده بود، مانند همه ی احکام دیگر اسلام که به تدریج نازل شده است، آیه و حکم جهاد بعداً نازل شد و قبل ازنزول حکم جهاد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با صبر، تحمل، استقامت و حوصله مشغول تبلیغ و رساندن اسلام به گوش کفّار و مشرکین بود و با آنان نمی جنگید و بعد از نزول آیه جهاد، جنگ نیز به برنامه آن بزرگوار اضافه شد.

پی نوشت ها :
1-حجر/85.
2- الناسخ و المنسوخ، نحاس 178.
3- حجر/94-95.


 

منبع : خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(1385)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم