در چه مواردي و با چه كسي نبايد ازدواج كرد » در چه مواردي و با چه كسي نبايد ازدواج كرد

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۳ گروه: خانه و خانواده تعداد بازدید: ۸۲۰





 در چه مواردی و با چه كسی نباید ازدواج كرد



مجرد ماندن صدها برابر برتر از ازدواج غلط است.
اگرچه ازدواج و تشكیل خانواده بهترین و متعالی ترین شكل پیوند رابطه زن و مرد است و یكی از راههای رسیدن به خوشبختی، سعادت و كمال است اما این امر میسر نخواهد شد مگر اینكه دست به انتخابی درست زد. ازدواج غلط نه تنها به فرد بلكه به خانواده ها و جامعه صدمات بسیار سنگین و گاهی جبران ناپذیری می زند و این در حالی است كه با اندكی صرف وقت و مطالعه و مسئولیت پذیری و واقع بینی می توان حداقل بیش از 90% موارد انتخابهای غلطی را كه غالباً به طلاق منجر می شود، جلوگیری نمود.

از ازدواج با افراد زیر جداً خودداری كنید

(البته اگر قصد ازدواج بر پایه عشق محبت و رسیدن به خرسندی و خشنودی در زندگی دارید و نمی خواهید بر اساس شانس عمل كنید).

* فرد با هر نوع اختلال شخصیتی (مگر اینكه خود را درمان كرده باشد)‌(به فصل 3 مراجعه كنید)
* فرد با هر نوع بیماری روانی (مگر اینكه تحت درمان كامل بوده باشد)
* فردی كه به خاطر شما دست به خودكشی زده باشد یا تهدید به آن كند (او به یك روانشناس و روانپزشك نیاز دارد تا شما)
* كسی كه مسائل مهم را از شما كتمان كرده باشد و یا دروغ (های) مهمی گفته باشد (حتی اگر تا حد مرگ دوستش داشته باشید یا شما را به ظاهر دوست داشته باشد).
* فرد عصبی مزاج و خشمگین، پرخاشگر و بد دهن (مگر اینكه با كمك تخصصی خود را معالجه كرده باشد)
* فرد كنترل كننده
* فردی كه به خاطر شما از زندگی قبلی اش خارج شده باشد.
* فرد ناامن و بدبین (مگر اینكه با كمك تخصصی بهبود یابد)
* فرد با اختلاف سنی 20 سال (و ترجیحاً بیش از 10 سال)
* فردیكه كشش و میل جنسی به او ندارید.
* فردیكه اختلاف اعتقادی مذهبی (و تا حدی نژادی و فرهنگی) بارز با شما دارد.
* كسی كه حداقل یكی دو دوست صمیمی ندارد (نه دوست ساده و معمولی)
* فرد معتاد (به مواد مخدر، قمار، بازیهای كامپیوتری و...)

نكته: احتمال شكست در هر یك از موارد فوق بیش از 90 درصد خواهد بود.

زنگ خطرها و علائم هشدار دهنده

وجود هر یك از موارد زیر زنگ خطری برای انتخاب نامناسب بوده و توصیه می شود قبل از ازدواج به كمك یك مشاور متخصص و با تجربه اشكالات موجود را اصلاح كرده و آنگاه تصمیم نهایی را گرفت:

* اگر هر یك از شما بطور دائم و جدی می پرسید: « منو دوست داری؟؛ آیا واقعاً برات مهم هستم؟ » چنین افرادی دارای حرمت نفس بسیار پایین (و گاهی برخی از اختلالات شخصیتی) بوده و هیچ چیز باعث اطمینان خاطر آنها نخواهد شد مگر اینكه حرمت نفس خود را پرورش دهند.
* اگر در دوران آشنایی و نامزدی بیشتر اوقاتی را كه با هم هستید به كشمكش و جر و بحث بدون رسیدن به نتیجه، حل مسئله و یا تفاهم و توافق می گذرد شما دارای رابطه عشق و نفرت (love -hate relationship) بوده و بعد از ازدواج فشار و استرس وارده بیشتر و اختلافات و مشاجرات شما بدتر خواهد شد.
* اگر شما با برخی از ویژگیها و خصیصه های پدر و مادرتان مشكل دارید و نامزد شما نیز همان ویژگیها را (با شدت و ضعف متفاوت) دارد. اگر شدت اذیت و آزار این ویژگیها در مورد والدین تان به شما نمره 10 باشد، در مورد نامزدتان (در زمان زندگی اشتراكی) نمره ی 20 خواهد شد و حتماً قادر به تحمل آن نخواهید بود.
* اگر نامزدتان از نظر شخصیتی بسیار شبیه پدر یا مادرتان باشد (و حتی پدر یا مادرتان را در ذهن تان تداعی كند). در این حالت كمی بیشتر دقت كنید كه آیا نامزدتان برای شما بیشتر به صورت یك خواهر یا برادر بزرگتر به نظر نمی رسد؟ آیا او همچون پدر یا مادرتان پند و اندرز، بكن و نكن و كنترل كردن ندارد؟ آیا او آنچه را كه پدر/مادرتان در آن قصور و كوتاهی كردند، برای شما تأمین و برآورده نمی كند؟ اگر این چنین است رابطه شما رابطه پدری مادری و فرزندی (ولی هم سن) است و ازدواج موفق رابطه دو انسان تقریباً كامل، بالغ و برابر است نه پدر/مادر و فرزند (در این حالت شما بایستی با مطالعه و كمك مشاور ابتدا گذشته بد خود را كشته و به خاك بسپارید و آمادگی های لازم از جمله افزایش حرمت نفس را بدست آورید و نامزدتان نیز اصلاحات زیادی در خود بوجود آورد و دست از پدری یا مادری بردارد و آنگاه كه به این مرحله رسیدید، تصمیم نهایی خود را بگیرید).
* اگر در طول مدت آشنایی و نامزدی چیزهایی پیش می آید كه شما را مأیوس می كند ولی شما دائم به خود می گویید كه اشكالی ندارد با ازدواج بسیاری از چیزها بهتر خواهد شد. خیر! مسائل و مشكلات جدی حل و اصلاح نشده با ازدواج بدتر می شوند، نه بهتر.
* اگر نامزدتان علایق و فعالیتهای شما را تأیید می كند (حرف) ولی بعداً انتقاد می كند (عمل) كه شما وقتی زیادی برای آن موضوع و مورد صرف می كنید. این مورد یكی از نمونه های تفاوت گفتار و عمل است (صدای عمل بلندتر از گفتار است). اگر شما از احساسات و افكار و مقاصد واقعی طرفتان مطمئن نیستید، به رفتار او توجه كنید نه گفتارش. و اگر آنها با هم همخوانی نداشتند، در ازدواج با چنین فردی تعلل كنید.
* اگر از كسی خوشتان آمد و به اصطلاح شیفته او شدید ولی نتوانستید به معنی واقعی حداقل پنج ویژگی خوب و مثبت و پنج ویژگی منفی و نامطلوب او را مشخص كنید و دلیل و توضیح كافی و منطقی برای آنها داشته باشید، مراقب باشید كه شما شیفته او شده اید نه عاشق او (در این حالت زود بله را نگویید و به خود فرصت دهید تا یكدیگر را بهتر بشناسید).
* اگر مدتی پس از آشنایی، یك روز كامل را در منزل با هم بوده و بدون تماشای تلویزیون و استفاده از كامپیوتر (و بدون معاشقه یا ارتباط جنسی) حوصله تان سر رفته است. به نظر خنده دار می رسد؟! اما حال تمامی تفریحات و سرگرمی های مشترك تان، روابط اجتماعی (از جمله دوستان) و غیره را كنار بگذارید و آنگاه از خودتان بپرسید آیا او را واقعاً می شناسید؟ مجذوب چه چیزهای او شده اید؟ آیا چیزی برای گفتن و به مشاركت گذاشتن و گذراندن اوقاتتان با او بخوبی دارید؟ اگر این چنین بود آنگاه مواهب و امكانات زندگی، شیرینی رابطه تان را دو چندان خواهد كرد و در غیر این صورت رابطه تان به حكم بیمار نزدیك به موت خواهد بود كه فقط به كمك دارو و دستگاههای مختلف زنده خواهد ماند.
* مدت زمان كمی از رابطه قبلی شكسته خورده، گذشته است. پایان هر نوع رابطه جدی (بدلیل اختلاف یا در اثر مرگ) برای مدتها با خود درد و رنج به همراه خواهد داشت و رابطه یا ازدواج در این شرایط حكم دارو را دارد و نه غذا (و پس از رفع درد و رنج دیگر فرد دارو را كنار خواهد گذاشت). این افراد نیاز به یك مشاور یا روانشناس باتجربه دارند تا بتوانند به حالت عادی بازگردند و چنین مسئله ای نیز زمان بر است. به همین دلیل توصیه می شود افراد حداقل برای 6 ماه (و ترجیحاً یكسال) پس از ختم یك رابطه جدی وارد هیچ نوع رابطه احساسی عاطفی جدیدی نشوند (حتی اگر در اثر فوت دیگری باشد).
* فرد معتادی كه مرحله نقاهت را پشت سر نگذاشته باشد. اعتیاد فقط عادت به مصرف مواد مخدر محسوب نمی شود بلكه مصرف الكل، زیاده روی در سكس، پرخوری، پركاری، قمار، ولخرجی، زیاده روی در ورزش و یا حتی بازیهای كامپیوتری یا وابستگی به كامپیوتر جزو اعتیاد به شمار می روند و تا زمانیكه فرد كمك تخصصی دریافت نكرده باشد و شش ماه تا یكسال از ترك آنها نگذشته باشد و ثابت نكرده باشد كه ترك كرده است، به قول او اكتفا نكنید و در ازدواج با او تعلل كنید (مورد دیگری از توجه به عمل و نه حرف).
* اگر دو نفر شما كاملاً مخالف و در دو نقطه مقابل هم قرار دارید. اگرچه تضادها در ابتدا جالب و جذاب به نظر می رسند ولی پس از ازدواج بلای جان هم خواهند شد (مثلاً‌ در دید فرد مقابل یك فرد مقتصد پس از ازدواج به یك فردی كاملاً خسیس و یك فرد دست و دل باز به یك فرد كاملاً ولخرج تبدیل خواهد شد). در این موارد اگر دو نفر واقعاً یكدیگر را دوست دارند و به هم علاقمند شده اند و می خواهند رابطه شان به یك سرانجام خوبی ختم شود بایستی قبل از ازدواج به كمك یك مشاوره خوب آن ویژگیهای شخصیتی ناسالم (ولی هرچند طبیعی) را اصلاح كنند تا به هم نزدیك شوند.
* اگر مرد فردی شدیداً آرام و كم صحبت و یا كاملاً مطیع باشد (به اصطلاح حرف گوش كن باشد). چنین ویژگی معمولاً دلایل ناسالمی همچون كودك آزاری، اعتیاد والدین، حرمت نفس پایین و یا بی احساسی عاطفی دارد و این مسئله در زندگی اشتراكی برایتان تحمل ناپذیر خواهد شد.
* اگر زن فردی كمال پرست باشد (خرده بین، ایرادگیر، سخت گیر، رفتارهایی در حد وسواس، پرتوقع، مضطرب، موفق، بسیار جدی، بسیار منظم، انعطاف ناپذیر و...).
* اگر نازمزدتان خصیصه هایی دارد كه تحملش برای شما سخت باشد (مثلاً پوشش، آرایش و...) و شما بدلیل ترس از ناراحت شدن او، اظهارنظر و عقیده نمی كنید. اگرچه در این مرحله شما ممكن است تحمل كنید ولی پس از ازدواج تقریباً غیرممكن و دردسرساز خواهد شد.
* اگر احساس می كنید به كرات مورد بازیچه قرار گرفته اید. افراد بازیچه گر (manipulative) افرادی ریاكار (خودآگاه یا ناخودآگاه) و خودخواهی هستند كه برای رسیدن به خواسته و هدفشان از هر حقه و حیله ای استفاده می كنند (دادن احساس گناه به طرف مقابل، برانگیختن، سوء استفاده از احساسات،‌ تحقیر، سرزنش و...)(به زبان ساده، با پنبه سر می برند).
* اگر طرفتان خصوصیات فرد خودشیفته را دارد.
* اگر طرفتان حتی سر چیزهای ساده و جزئی نیز واكنش شدید نشان می دهد (و دیگران نیز این را تأیید می كنند). این می تواند یكی از نشانه های فرد عصبی (neurotic) باشد (به فصل 3 و 9 مراجعه كنید).
* اگر شدیداً و واقعاً‌ احساس تنهایی می كنید. احساس تنهایی (و نه تنها بودن) از نشانه های مهم، اصلی و ثابت افسردگی است. در این حالت شما به یك دوست یا حیوان دست آموز و روانشناس نیاز دارید و نه همسر.
* اگر چندین بار رابطه تان به هم خورده است و مجدداً به هم بازگشته اید. در این حالت تا زمانیكه مشاوره تخصصی نگرفته اید فكر ازدواج را از سرتان بیرون كنید.
* اگر نظر و حس تان نسبت به طرف مقابل از زمانی به زمانی دیگر شدیداً در تغییر است. حتماً مشاوره تخصصی دریافت كنید.
* اگر برای رفع نواقص و كمبودهایتان و یا رسیدن به اهدافتان قصد ازدواج دارید. ابتدا خود را كامل كنید،‌ بعد ازدواج .

* اگر در یك رابطه برابر قرار ندارید. نشانه های رابطه نابرابر عبارتند از:

ــ در تصمیم گیریهای مشترك عقاید و نظرات او مهمتر از نظرات و عقاید شما باشد (و یا برعكس).
ــ در موضوعاتی كه بر روی آن اتفاق نظر ندارید او یا شما بندرت سازش و مصالحه می كنید (اكثراً یكی از شماها بایستی بپذیرد).
ــ در بیشتر مباحثات و كشمكش ها او یا شما برنده هستید.
ــ در تصمیم گیریها در مورد موضوعات مهم زندگی (محل زندگی، روش پیشگیری از حاملگی و...) او یا شما بیشتر تصمیمات را بگیرد.
ــ تقریباً همیشه نیازها و احتیاجات او مقدم بر نیازها و احتیاجات شما باشد، یا برعكس.
ــ متوجه می شوید كه برای فیصله یافتن قضیه عموماً شما بایستی كوتاه بیایید و تسلیم شوید و یا برعكس.

نكته: حتی اگر در تمامی موارد فوق بطور منطقی و عقلانی حق با طرف مقابل تان باشد باز هم نمایانگر اشكال (عدم برابری) در رابطه است و در این حالت شما بایستی از طریق مطالعه، آگاهی و كاركردن خود را به سطح بالاتری برسانید (رابطه استاد و شاگردی فقط برای سركلاس خوب است نه برای زندگی اشتراكی).
* اگر حرمت نفس یكی از طرفین (و یا هر دو) شدیداً صدمه دیده باشد.
* زمانی كه با هم بیرون می روید دائم مواظب و نگران رفتار، حركات، گفتار و یا پوشش خود هستید تا احساس برابری و تناسب كنید و یا او ناراحت نشود. به عبارت ساده تر، بجز تفاوت مختصر اگر نمی توانید با نامزدتان همان فردی باشید كه با دوستان هم جنس خود هستید (یعنی خود واقعی تان نباشید) شما سنخیت و صمیمیت چندانی با هم ندارید.
* اگر معتقدید كه حتماً بایستی مرد از زن تقاضای ازدواج و خواستگاری كند.
توجه: اگر هیچ یك از موارد فوق در مورد هر دوی شما صدق نمی كند، و به هم علاقه مندید بدون هیچ درنگی تاریخ مراسم عروسی خود را مشخص كنید (مبارك باد!)(البته مطالعه كتاب « مسائل و مشكلات زناشویی و راه كارها » فراموش نشود!)
منبع مقاله : 
ساداتیان، اصغر؛ آذر، ماهیار؛ (1389) آمادگی و شرایط لازم برای ازدواج، تهران: ما و شما، چاپ اول.